از حجیت عقل تا ضرورت رهبری؛
تبیین جایگاه ولایت فقیه در عصر غیبت از منظر آیتالله العظمی جوادی آملی (دام ظله) *
نظم جامعه و ضرورت راهنما
در نظام امامت و امت، عمده مسئله این است که چه کسی باید احکام الهی را اجرا کند و جامعه را بر اساس نظم و حساب و کتاب اداره نماید. اگر در حقوق اختلافی پیش آمد، به محکمه مراجعه میشود تا مشخص شود حق با چه کسی است؛ اگر صاحب حق، حق خود را دریافت کرد، بحثی باقی نمیماند. اما اگر کسی حق را پرداخت نکرد، یا حکمی از احکام الهی اجرا نشد، یا حق خدا و مردم ضایع شد، مسئله حدود و تعزیرات از یک سو، قصاص از سوی دیگر و دیات از سوی سوم مطرح میشود. جامع مشترک همه این امور، مسئله نظم جامعه است.
در عصر حضور، وجود مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) و پس از ایشان ائمه معصومین(علیهم السلام)مسئولیت اجرای این امور را بر عهده دارند و در این زمینه بحثی وجود ندارد؛ اما باید روشن شود که در عصر غیبت وضعیت چگونه است تا معلوم باشد که جامعه صاحب نظم و حساب و کتاب است.
مسئله اصلی در عصر غیبت این است که آیا پیامبر و ائمه(علیهم السلام)برای عصر غیبت کسانی را مشخص کردهاند یا نه؟ اگر بنا باشد خود مردم این امور را بر عهده بگیرند و هر کسی بخواهد بخشی از این مسئولیت را اجرا کند، این امر موجب خلأ و آغاز بینظمی و هرجومرج خواهد شد. مردم قدرت اینکه تکتک این امور را بر عهده بگیرند ندارند. جامعه انسانی برای رفع اختلافات، جلوگیری از تعدیات و اجرای احکام، راهنما میخواهد.
جایگاه عقل در ضرورت هدایت و رهبری
در اینجا جایگاه عقل روشن میشود. عقل آنقدر قدش رسا و سخنش گویاست که میتواند در برابر خداوند احتجاج کند. خدای سبحان میفرماید:
﴿رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾.(سوره نساء/165)
خدای سبحان میفرماید ما پیامبران را فرستادیم تا مردم بعد از فرستادن رسولان، حجتی علیه خدا نداشته باشند. اگر پیامبر نمیفرستاد، مردم میتوانستند علیه خدا احتجاج کنند و بگویند: تو که ما را خلق کردی، چرا برای ما راهنما نفرستادی؟
این آیه از آیات بسیار مهم قرآن کریم است. کلمه «بعد» در این آیه در مقام تحدید است؛ یعنی قبل از انبیا، عقل میتواند بگوید چرا پیامبر نفرستادی، اما بعد از ارسال رسولان، عقل چنین قدرت احتجاجی ندارد، چون حجت تمام شده است.
چنین عقلی که میتواند در برابر خداوند استدلال کند باید شناخته و گرامی داشته شود و به فتوای آن عمل کرد. این عقل مقتدر است. همین عقل میفهمد که جامعه انسانی برای رفع اختلافات و جلوگیری از تعدیات به نظم و راهنما نیاز دارد.
استمرار احتجاج عقل در عصر غیبت
اکنون سؤال این است که آیا این احتجاج عقلی تنها مربوط به زمان حضور و ظهور است؟ وقتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حضور دارد یا امام معصوم(علیه السلام) حاضر است، حجت وجود دارد؛ اما اگر نه پیامبر باشد و نه امام معصوم، و در عین حال کسی هم که از طرف آنان عهدهدار مسئولیت باشد وجود نداشته باشد، این احتجاج همچنان باقی است.
حق مسلم مردم است که از خداوند بپرسند در عصر غیبت به چه کسی مراجعه کنند. این حق عبد بر مولاست. اگر در عصر غیبت هیچ تکلیفی از سوی دین تعیین نشده باشد، عقل میتواند بگوید: خدایا، این مردم را به چه کسی سپردی؟ آیا هیچ حساب و کتابی وجود ندارد؟
اصل استدلال این است که مردم در عصر حضور، معصوم میخواهند و اگر دسترسی به معصوم ممکن نبود، در عصر غیبت به فرد غیرمعصومی نیاز دارند که به اذن معصوم عهدهدار امور باشد. اگر کار مردم به حال خود رها شود، اصل استدلال درباره ضرورت فرستادن راهنما و حجت نیز بیمعنا خواهد بود.
ضرورت تنظیم امور جامعه در عصر غیبت
از همین جا مسئله ولایت و حاکمیت در عصر غیبت مطرح میشود. صاحب جواهر در بحث ولایت فقیه، مسئله ضرورت نظم امور شیعیان در عصر غیبت را مطرح کرده و درباره کسانی که در این مسئله تردید میکنند میگوید:
سخن صاحب جواهر این است که مسئله ولایت و حاکمیت در عصر غیبت برای تنظیم امور جامعه شیعیان، از متن مباحث فقهی و روایات مربوط به حاکم، قاضی، حجت و خلیفه استفاده میشود. اگر مردم بهتنهایی برای اداره نظام کافی باشند، دیگر استدلال آیه سوره مبارکه نساء درباره ضرورت راهنمایی و حجت الهی چه معنایی خواهد داشت؟
اجتهاد و عدالت در نظام امامت و امت
بنابراین، در نظام امامت و امت، تلاش و کوشش باید این باشد که سخن اهلبیت(علیهم السلام) درست فهمیده شود و این سخن صحیح منتقل گردد. گردانندگان جامعه باید مجتهد باشند؛ مجتهدانه بفهمند، مجتهدانه عمل کنند و عادلانه عمل کنند. این، نظم است.
پس نظم جامعه تنها با وجود قدرت و مدیریت ظاهری تحقق پیدا نمیکند. آنچه در این نظام اهمیت دارد، فهم صحیح سخن اهلبیت(علیهم السلام)، اجتهاد در فهم و عمل و عدالت در رفتار است. مسئولیت بزرگی نیز بر عهده حوزههای علمیه و فقهاست؛ زیرا باید سخن اهلبیت(علیهم السلام) را درست بفهمند و درست منتقل کنند.
در کنار این مسئولیت، مردم نیز جایگاه خود را دارند. همه مردم حق و وظیفه دارند، اما راهنما و رهبر میخواهند. اینکه مردم دارای حق و وظیفهاند، به این معنا نیست که جامعه میتواند بدون راهنما و بدون نظم اداره شود. مسیر روشن است: «اول پیغمبر، بعد ائمه، علیهمالسلام، بعد نوّاب او». راهنما این نظام است.
جمعبندی
از این رو، در عصر غیبت نیز احتجاج عقل درباره ضرورت راهنما باقی است. عقل میگوید مردمی که دارای حقوق، مسئولیتها، اختلافات و نیازهای اجتماعیاند، نمیتوانند بدون نظم و راهنما رها شوند. همان عقلی که میتواند بگوید «تو که مردم را خلق کردی، چرا راهنما نفرستادی»، در عصر غیبت نیز میتواند بپرسد این مردم به چه کسی سپرده شدهاند.
بر این اساس، عقل، نظم و رهبری سه مسئله جدا از یکدیگر نیستند. عقل ضرورت راهنما را میفهمد؛ راهنما باید نظم جامعه را تأمین کند؛ و این نظم در نظام امامت و امت باید بر فهم صحیح سخن اهلبیت(علیهم السلام)، اجتهاد و عدالت استوار باشد. عصر غیبت به معنای رها شدن جامعه نیست. مردم حق و وظیفه دارند، اما راهنما و رهبر میخواهند؛ و مسئولیت فقها در این عصر آن است که معارف اهلبیت(علیهم السلام)(علیهم السلام) را درست بفهمند، صحیح منتقل کنند و در مسیر اجتهاد، عدالت و نظم حرکت کنند.
1- جواهر الكلام جلد : 21 صفحه : 397
*برگرفته از نخستین جلسه درس خارج فقه حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در سال تحصیلی جدید(4 مهر 1405)
مرکز نشر اسراء ، ناشر اختصاصی آثار آیت الله جوادی آملی، در سال 1372 شمسی آغاز به کار نمود؛ تولید آثار مکتوب با کیفیت مطلوب و استاندارد، عرضه سریع، به موقع، با قیمت مناسب و پیشتیانی محصولات ، بستر سازی دسترسی آسان، سریع و کم هزینه مخاطبان داخل و خارج کشور به محصولات، حضور در نمایشگاه های بین المللی داخلی و خارجی از وظایف و ماموریت این مرکز می باشد.